close
تبلیغات در اینترنت

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

سخنان دارمیه درباره مولا علیّ علیه السلام در مجلس معاویه
شنبه 24 آذر 1397
  دارمیه یکی از زنان فاضل و خردمندِ زمان امیرالمؤمنین علیه ‏السلام به شمار می‏آید. او زبانی فصیح و بلیغ و در مناظره بسیار قوی، و در ولا و دوستی حضرت علی علیه‏ السلام بسیار صادق و ثابت قدم بود. او در مجلسی با معاویه با صداقت و صراحت از مقام والای امیرالمؤمنین علیه ‏السلام سخن گفت. سهل بن ابی سهل تمیمی از پدرش نقل می‏کند: معاویه در سفری که به حج رفت از دارمیه که از قبیله «بنی کنانه» و در حجون سکونت داشت، جویا شد، به او گفتند: او زنده و سالم است. فوراً دستور داد…
جای تبلیغات شما
خرید شارژ
برترین کاربر ماه
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
تبلیغات
جای تبلیغات شما
پنل کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
مطالب خواندی
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 720
  • کل نظرات : 6
  • آمار کاربران
  • کل کاربران : 0
  • افراد آنلاین : 2
  • آمار بازدید
  • بازدید امروز : 1,112
  • گوگل امروز : 37
  • آی پی امروز : 68
  • بازدید دیروز : 1,760
  • گوگل دیروز : 66
  • آی پی دیروز : 132
  • بازدید هفتگی : 10,349
  • بازدید ماهانه : 18,342
  • بازدید سالانه : 167,960
  • بازدید کل : 888,665
  • اطلاعات
  • امروز : شنبه 24 آذر 1397
  • آی پی شما : 34.228.41.66
  • مرورگر شما :
اتاق آرزو
عضویت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
خبرنامه
خبرنامه
با عضویت در خبرنـــــــــامه می توانید آخرین مطالب سایت را در ایمیل خود دریافت کنید .

آرشیو ماهانه
دیگرامکانات
هایپرتمپ دات آی آر
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
سخنان دارمیه درباره مولا علیّ علیه السلام در مجلس معاویه
  • تعداد بازدید : 161
  • سخنان دارمیه درباره مولا علیّ علیه السلام در مجلس معاویه

     


    دارمیه یکی از زنان فاضل و خردمندِ زمان امیرالمؤمنین علیه ‏السلام به شمار می‏آید. او زبانی فصیح و بلیغ و در مناظره بسیار قوی، و در ولا و دوستی حضرت علی علیه‏ السلام بسیار صادق و ثابت قدم بود. او در مجلسی با معاویه با صداقت و صراحت از مقام والای امیرالمؤمنین علیه ‏السلام سخن گفت.


    سهل بن ابی سهل تمیمی از پدرش نقل می‏کند:


    معاویه در سفری که به حج رفت از دارمیه که از قبیله «بنی کنانه» و در حجون سکونت داشت، جویا شد، به او گفتند: او زنده و سالم است. فوراً دستور داد او را احضار نمایند.


    دارمیه زنی سیاه چهره و فربه بود، هنگامی که به مجلس معاویه وارد شد. معاویه از او پرسید: ای دختر حام، حالت چطور است؟ دارمیه گفت: ای معاویه، اگر به قصد عیب‏گویی مرا دختر حام خطاب کردی، بدان که من از فرزندان حام نیستم بلکه از قبیله بنی کنانه‏ ام.


    معاویه گفت: راست گفتی، حال می‏دانی برای چه تو را احضار کرده ‏ام؟ 

    دارمیه گفت: «لا یعلم الغیب الاّ اللَّه؛ جز خدا کسی غیب نمی‏داند


    معاویه در توجیه احضار او گفت: تو را برای این خواستم که از خودت بشنوم برای چه علی بن ابی طالب را دوست داشته و بغض و دشمنی مرا در دل داری، و او را ولی و امام خود دانسته اما مرا دشمن خود می‏پنداری؟


    دارمیه ابتدا عذر خواست اما با اصرار معاویه گفت: حال که مرا از گفتن آن معاف نمی‏داری، پس بدان


    ⚫️ من از این جهت علی‏ علیه ‏السلام را دوست می‏دارم که او در حق رعایا و ملت خود به عدالت رفتار می‏کرد، و بیت‏ المال را به مساوات تقسیم می‏نمود؛


    ⚫️و تو را از این جهت دشمن می‏دارم که با کسی به جنگ برخاستی که در ولایت و حکومت‏داری از هر حیث از تو سزاوارتر بود و چیزی که حق تو نبود، بدان دست دراز کردی


    ⚫️و دوستی و تولّای من نسبت به علی ‏علیه ‏السلام از این جهت است که اولاً رسول خدا صلی الله علیه و آله او را به طور رسمی ولی و پیشوای مؤمنان قرار داد و در ثانی او مساکین و فقرا را دوست می‏داشت و اهل دین را بزرگ می‏شمرد از این جهت او را ولی خود قرار دادم


    ⚫️اما دشمنی من با تو از این جهت است که خونریزی پیشه توست و در قضاوت ستم می‏کنی و از روی هوا و هوس حکم می‏نمایی


    گفت: حال تعریف کن، آیا هرگز علی را دیده ‏ای؟


    دارمیه گفت: آری به خدا سوگند، او را دیده ‏ام.


    معاویه گفت: او را چگونه دیدی؟


    دارمیه گفت: به خدا سوگند او را در حالی دیدم که فریفته ملک و سلطنت نشد، و هیچ گاه نعمت و راحتی، سرگرم و غافلش نکرد، چنان که تو را مشغول و غافل نموده است.


    معاویه گفت: آیا کلام و سخنی از علی شنیده ‏ای؟


    دارمیه گفت: نعم، و اللَّه فکان یجلو القلب من العَمی کما یجلو الزِّیت صَدأ الطست؛


    آری، به خدا قسم کلام علی علیه‌السلام ‏السلام دل‏های کور را جلا می‏داد، همان گونه که روغن زیتون، تشت زنگار گرفته را جلا می‏دهد


    معاویه گفت: راست گفتی او چنین بود، حال بگو آیا حاجت و نیازی داری؟ 

    دارمیه گفت: اگر نیازم را بگویم، آیا برآورده می‏کنی؟ 

    معاویه گفت: آری. دارمیه گفت: یک صد شتر سرخ مو، با یک شتر نر به همراه غلامانی که آنها را رسیدگی کنند و تیمار نمایند. 

    معاویه گفت: برای چه کاری این همه شتر می‏خواهی؟ 

    دارمیه گفت: می‏خواهم از شیر آنها کودکان را تغذیه نمایم و با درآمد آن بزرگان را نگه دارم و بدین وسیله کسب مکارم اخلاق نمایم و بین عشایر صلح و دوستی برقرار کنم.


    معاویه گفت: اگر این تعداد شترها را به تو بدهم، آیا در نظر تو منزلت من چون علی بن ابی طالب خواهد بود؟


    دارمیه گفت: «سبحان اللَّه أو دونه؛ پاک و منزه است خدا که اگر مقام و منزلتی کمتر از علی هم بخواهی، باز هم نزد من نخواهی دید


    سپس معاویه این شعر را سرود:


    اذ لم أعُد بِالحلم مِنی علیکم فَمَن ذا الذی بعدی یؤمَّل للِحلمِ خُذِیها هنیئاً و اذکری فِعلَ ماجِد جزاکِ علی حَربِ العِدواةِ بالسِّلمِ 

    اگر من با شما حلم و بردباری نکنم، پس از من چه کسی است که به این صفت نامیده شود؟ این هدیه (شتران) را بگیر و گوارایت باد و رفتار پسندیده مرا به یاد داشته باش که تو را با وجود خصومت و دشمنی، پاداش صلح و آشتی دادم


     


    آن گاه معاویه به دارمیه گفت: بدان، به خدا قسم، اگر علی زنده بود یکی از این شتران را به تو نمی‏داد.


    دارمیه گفت: «لا واللَّه و لا وبرةً واحدة من مال المسلمین؛ نه، به خدا سوگند او حتی یک تار موی اینها را از مال مسلمانان به من نمی‏داد.


    این جریان را شهید مطهری در بیست گفتار به صورت خلاصه آورده، کامل آن در عقد الفرید، ج 2، ص113 تا 111

    نظرات
  • در قمست نظرات مشکلات و پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در جریان بگزارید.

  • نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی