close
تبلیغات در اینترنت

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

آتش امید
سه شنبه 24 مهر 1397
تنها بازمانده يك كشتي شكسته به جزيرهٌ كوچك خالي از سكنه اي افتاد. او با دلي لرزان دعا كرد كه خدا نجاتش دهد؛ اگر چه روزها افق را به دنبال ياري رساني از نظر مي گذراند؛ كسي نمي آمد. سر انجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها كلبه اي بسازد تا خود را از عوامل زيان بار محافظت كند و دارايي هاي اندكش را در آن نگه دارد. اما روزي كه براي جستجوي غذا بيرون رفته بود؛ به هنگام برگشتن ديد كه كلبه اش در حال سوختن است و دودي از آن به آسمان مي رود . متاسفانه بدترين اتفاق ممكن افتاده و همه چيز از دست رفته…
جای تبلیغات شما
خرید شارژ
برترین کاربر ماه
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
تبلیغات
جای تبلیغات شما
پنل کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
مطالب خواندی
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 720
  • کل نظرات : 6
  • آمار کاربران
  • کل کاربران : 0
  • افراد آنلاین : 2
  • آمار بازدید
  • بازدید امروز : 218
  • گوگل امروز : 5
  • آی پی امروز : 28
  • بازدید دیروز : 533
  • گوگل دیروز : 65
  • آی پی دیروز : 138
  • بازدید هفتگی : 751
  • بازدید ماهانه : 9,483
  • بازدید سالانه : 111,440
  • بازدید کل : 832,145
  • اطلاعات
  • امروز : سه شنبه 24 مهر 1397
  • آی پی شما : 54.92.160.119
  • مرورگر شما :
اتاق آرزو
عضویت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
خبرنامه
خبرنامه
با عضویت در خبرنـــــــــامه می توانید آخرین مطالب سایت را در ایمیل خود دریافت کنید .

آرشیو ماهانه
دیگرامکانات
هایپرتمپ دات آی آر
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
آتش امید
  • تعداد بازدید : 111
  • تنها بازمانده يك كشتي شكسته به جزيرهٌ كوچك خالي از سكنه اي افتاد. او با دلي لرزان دعا كرد كه خدا نجاتش دهد؛ اگر چه روزها افق را به دنبال ياري رساني از نظر مي گذراند؛ كسي نمي آمد.

    سر انجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها كلبه اي بسازد تا خود را از عوامل زيان بار محافظت كند و دارايي هاي اندكش را در آن نگه دارد. اما روزي كه براي جستجوي غذا بيرون رفته بود؛ به هنگام برگشتن ديد كه كلبه اش در حال سوختن است و دودي از آن به آسمان مي رود . متاسفانه بدترين اتفاق ممكن افتاده و همه چيز از دست رفته بود. از شدت خشم و اندوه در جا خشك اش زد. فرياد زد: ((خدايا چطور راضي شدي با من چنين كاري بكني؟))

    صبح روز بعد؛ با صداي بوق كشتي اي كه به ساحل نزديك مي شد از خواب پريد. كشتي اي آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته؛ از نجات دهندگانش پرسيد: ((شماها از كجا فهميديد من در اينجا هستم؟ آن ها جواب دادند: ((ما متوجه علائمي كه با دود مي دادي شديم ))

    وقتي كه اوضاع خراب مي شود؛ نا اميد شدن آسان است. ولي ما نبايد دل مان را ببازيم؛ حتي در ميان درد و رنج؛ دست خدا در كار زندگيمان است.

    پس به ياد داشته باش دفعه ديگر اگر كلبه ات سوخت و خاكستر شد؛ ممكن است دودهاي برخاسته از آن علائمي باشد كه عظمت و بزرگي خدا را به كمك مي خواند.

    نظرات
  • در قمست نظرات مشکلات و پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در جریان بگزارید.

  • نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی